، یادداشت مهمان، ،

دریغ است ایران که ویران شود

دریغ است ایران که ویران شود

ایزو وب: در میهن عزیز ما ایران، همبستگی میهنی و ایرانی بودن، عامل حفظ تمامیت ارضی کشور بوده و هست. بیش از 10 قومیت، با زبان و لهجه های ویژه، حتی آداب و رسوم خاص خود، حتی باورهای مذهبی متفاوت، همگی خودرا ایرانی می دانند و از چند هزار سال پیش تا حالا در کنار یکدیگر زندگانی بسیار شیرین و مسالمت آمیزی دارند از همین رو به شخصه معتقدم باید بر همان عهدنامه باارزش و دکترین سال 1357 ˮنه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامیˮ پایبند باشیم.



به گزارش ایزو وب به نقل از ایسنا، پروفسور داریوش فرهود، پدر علم ژنتیک ایران در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) قرار داد، نکات بهادار و قابل توجهی را درباب اهمیت آموزش و اشاعه میهن پرستی، توجه به شایسته سالاری و ملاک های این مساله متذکر شد:

میهن پستی یک شعار انتخاباتی یا ابزار حکومتی نیست، بلکه یک ودیعه الهی است.



حُب الوطَن مِن الایمان

رسول اکرم (ص)

همه جانوران در محوطه و زادگاه خود و حتی با علامت گذاری ها و مرزبندی ها، برای خود ایجاد قلمرو می کنند و هر جانور ضعیف از قلمرو و زادگاه خود، حتی در مقابل جانوران قویتر از خود دفاع می کند و اتفاقاً در بیشتر اوقات پیروز هم می شود؛ این یک غریزه ژنتیکی است. همه انسان ها، از هر قومیتی و با هر زبان و مذهبی، از زادگاه و وطن خود با اسامی "مادر وطن"، "سرزمین مادری یا پدری"، یاد می کنند، به آن عشق می روزند، آن را گرامی می دارند و در راه حفظ و نگهداری و دفاع از آن حتی جان می دهند.

در چند دهه گذشته، برخی سیاستمداران منطقه فکر کردند، تعصبات مذهبی را می توان جایگزین میهن پرستی کرد، ولی همانگونه که می بینید در جنگ های خاورمیانه (مانند افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، مصر و...) مسلمانان یکدیگر را می کشند، یعنی مذهب نه فقط سبب همدلی، همگرایی و یگانگی نشده، بلکه موجب تفرقه و جدایی و کشتار مسلمانان شده است!

در میهن عزیز ما ایران، همین همبستگی میهنی و ایرانی بودن، عامل حفظ تمامیت ارضی کشور بوده است. بیش از ۱۰ قومیت، با زبان و لهجه های ویژه، حتی آداب و رسوم خاص خود، حتی باورهای مذهبی متفاوت، همگی خودرا ایرانی می دانند و از چند هزار سال پیش تا حالا در کنار یکدیگر زندگانی بسیار شیرین و مسالمت آمیز دارند.

آنهایی که مرا می شناسند به خوبی می دانند که من هیچ نگاهی به شرق و غرب و شمال و جنوب ندارم و فقط بعنوان یک معلم با ایمان جهاندیده با سکانداران هدایت و حراست کشتی ایران، در این اقیانوس پُرخطر جهان امروز و "مثلث برمودا" سخن می گویم.

من هنوز به همان عهدنامه باارزش و دکترین سال ۱۳۵۷ "نه شرقی نه غربی"، "استقلال آزادی، جمهوری اسلامی" پایبندم. هر معاهده طولانی مدت (چه با شرق، چه با غرب) در حقیقت یک "اجاره به شرط تملیک" یعنی "همان فروش اقساطی" و ابدی است و اختتام خوبی نخواهد داشت.

۲۵ سال، یعنی یک نسل! چطور میتوان امروز، برای نسل های آینده یک کشور، سرزمینی با فرهنگ ۶ هزار ساله، تصمیم گرفت؟! چُنین طرح هایی در همه جای جهان به رفراندم مردم گذاشته می شود، مانند طرح خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و دیگر از این قبیل.

این چنین قراردادهایی با دو ابرقدرت جهان، قابل مقایسه با قرارداد "ویلیام دارسی" برای نفت جنوب نیست که بشود آن را بعد از گذشت ۲۵ سال کنسل کرد.

چنین معاهده های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ۲۵ ساله، زنگ خطری برای جوانان نخبه و ژن های کشور خواهد بود.

آغاز ورود طرف بیگانه به کشور، همزمان با شتاب خروج ژن ها خواهد شد.

ما هنوز خاطرات دردناک معاهده های شرم آور دوران قاجار را داریم.

منِ آموزگار، چنین قراردادهای طولانی مدت را نه با شرق و نه با غرب، صلاح نمیدانم.



هرکه ناموخت از گذشت روزگار هم نیاموزد ز هیچ آموزگار!

نابودی صنایع و تولیدی ها، تخریب جنگل، فروش خاک و آب، خشک کردن تالاب ها، شکار جانوران بومی و باستانی، سوء مصرف سواحل و جزایر، دزیدن اسکلت و اجزاء پُل ها، تخریب آثار باستانی میهن، واگذاری مام وطن با قرادادهای درازمدت، انتقال سرمایه های عظیم، خرید املاک و خانه در کشورهایی که مورد دُشنام و دشمنی همین افراد یا پدران ایشان بوده اند، هیچکدام از این وقایع دلخراش که عواقب و اثرات کوتاه مدت، بلکه خیلی بیشتر طولانی مدت دارند، از مردم میهن پرست سَر نمی زند.

هویت زدایی و کم رنگ کردن ایرانی بودن، عامل بسیار مؤثر و بنیادین همه این فسادها، تباهی ها، گرانی ها، دزدی ها، زورگیری ها، جنایت ها، آدم کشی... است. هیچکس در خانه خود که آن را از پدرانش به ارث گرفته و مقرر است آن را به فرزندان خود بدهد، تخریب نمی کند، درختان را نمی شکند، چاه آب را خشک نمی کند، از خانواده خود دزدی نمی کند، خانه را درزامدت اجاره نمی دهد.

همگی ابعاد محیط زیست شامل آب، خاک، جنگل، تالاب، دریا، دریاچه، رودخانه، معادن نفت و گاز و سنگ... همگی و همگی موهبت الهی هستند که بسیار سخاوتمندانه بر ما و میهن عزیز ما ایران مرحمت شده است. با کمال تأسف باید بگویم با کمال بی ایمانی، این مواهب اتلاف، آلوده، فروخته و یا مفت به بیگانیگان هدیه می شود.

این سیاست بازی و شطرنج غرب و شرق در نیم قرن گذشته، هیچ حاصل پایدار و آینده نگری برای ملت و میهن ما نداشته است.

لااقل، نگهداری و مصرف عادلانه و عاقلانه این منابع طبیعی، آنجا که به مردم مربوط است، باید رعایت شود؛ این دارایی عظیم محیط زیست، یک ثروت در گردش نیست، بلکه جهت استفاده لایتناهی است.

سازمان ها و مراکز آینده نگاری، آینده خوشی را برای فرزندان این سرزمین پیش بینی نمی کنند. همگی منابع مورد اشاره، با این روند اتلاف و اسراف و اهدا، تا نیمه و حداکثر تا اختتام قرن پانزدهم، دیگر وجود نخواهد داشت.

البته باید گفته شود که در خیلی از کشورهای دیگر نیز، متناسب با شعور اجتماعی ساکنان و همین طور وجدان و آگاهی سیاستمدران آنجا، همین طور ریخت و پاش برقرار است، ولی من بعنوان یک معلم جهاندیده و یک سرباز وطن، بیشتر نگران ایران عزیز و ثروتمند، با اکوسیستم های متنوع و طبیعت بی مثال آن هستم.



دریغ است ایران که ویران شود کُنام پلنگان و شیران شود

حاکمان باید حکیم باشند و حکیمان باید حاکم شوند.

این جمله طلایی از فرمایشات مولا علی (ع) است. البته برخی نیز آن را به بزرگمهر حکیم (وزیر انوشیروان ساسانی) منسوب می دانند، در هر صورت کلامی بسیار سازنده و خدایی است.

شایسته سالاری فقط باید با ملاک های علمی، تخصصی، اخلاقی و معنوی باشد.

شعار همه دولت ها تا حالا "شایسته سالاری" بوده، ولی سؤال اصلی و تعیین کننده، شاخص ها و ارزش های مورد نظر است. البته که این گزینه ها باید علمی، تخصصی، اخلاقی و معنوی باشند. باید سرسپردگی و سوگندخوردگی به مردم و میهن باشد و لاغیر.

خویشاوندی، همفکری، هم حزبی، هم شهری، اشتراک منافع با رییس و گروه انتخاب کننده، در همه حرفه ها ملاک های رایجی هستند. همه گروههای مافیایی، زورگیران، قاچاقچیان، تروریست ها نیز بهترین های بین خودشان را به سرکردگی و ریاست انتخاب می کنند. بدیهی است شایسته سالاری در هر زمینه کاری متفاوت هستند، ولی نباید خارج از چارچوب اصلی همان ارزش های یاد شده باشند. شایسته سالاری در کشتی، فوتبال، موسیقی، فرش بافی، پزشکی و از این قبیل بسیار واقعی است، چون امتحان و انتخاب با مردم است.

بدترین و خطرناک ترین صحنه ها در کارزارهای سیاسی و حزبی و حکومتی است، که ممکنست با یک "سالار ناشایسته" همه مردم شهر، کشور و حتی منطقه را بیچاره کنند.

همه حکومت های جهان با شعار معروف ماکیوالیستی "هدف وسیله را توجیه می کند" کار خودرا پیش می برند.

حتی حکومت های کمونیستی با شعارهای "مبارزه با استبداد"، " برادری و برابر"، عدالت در توزیع"، مردم سالاری طبقاتی" کار خودرا شروع کردند، ولی حاصل کار همان شکاف طبقاتی و بی عدالتی و سرکوبگری منتقدان و مافیاگری شدید بوده که البته همه بازوهای حکومتی "گزینه اصلح" و "شایسته سالاری" بوده و هستند. بهترین نمونه و مثال برای حکیمان که باید حاکم باشند و نیز شایسته سالاری، به طور قاطع در زمینه های علمیه جاری است. همیشه بهترین ها در رشته و تخصص خود، در بالاترین جایگاه حوزوی قرار دارند.

چنین شایسته سالاری، حتی در دانشگاه ها نیز حاکم نیست، در وزارتخانه ها و مراتب دولتی و سیاسی که اصلاً وجود ندارد. متأسفانه ناشایستگی دولت ها، همیشه بعد از اختتام حکمرانی و تعویض مدیران پیشین، تحمل زیان ها و فشادها معلوم می شود.

چرا خیلی از سرمایه داران، صاحب منصبان، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و دانشگاهیان، حتی مردم عادی، دنبال مهاجرت و در جستجوی وطنی دیگر هستند؟ عده ای وطن فروش، سودجو، واسطه گر و مافیایی، بانیان اصلی این کوچ جوانان نخبه ما شده اند که حتی سبب دغدغه و نارضایتی خاطر خطیر و تذکرات شدید مقام معظم رهبری شده است.



سرباز وطن، داریوش فرهود







منبع:

1401/01/27
09:33:02
5.0 / 5
231
تگهای خبر: آموزش , آینده , اقتصاد , تخصص
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۳
ایزو وب
ISO Web