۱۰ راهكار پیشنهادی كاندیدای ایرانی نوبل اقتصاد

۱۰ راهكار پیشنهادی كاندیدای ایرانی نوبل اقتصاد

ایزو وب: محمدهاشم پسران سال هاست كه در سطح اول اقتصاد آكادمیك جهان قرار داشته و حتی در سال ۲۰۱۳به عنوان یكی از شانس های اصلی دریافت جایزه نوبل اقتصاد عنوان شد. او دارای دكترای اقتصاد از دانشگاه كمبریج، استادتمام بازنشسته دانشگاه كمبریج، صاحب كرسی عالی اقتصاد جان الیوت در دانشگاه كالیفرنیای جنوبی و عضو پژوهشی پیوسته كالج ترینیتی كمبریج است.



به گزارش ایزو وب به نقل از ایسنا، روزنامه «همشهری» در ادامه نوشت: این اقتصاددان طراز اول درباره اقتصاد ایران نظرات مثبتی دارد و برخلاف خیلی از اقتصاددان های دیگر اقتصاد ایران را یكی از اقتصادهای بزرگ و با ظرفیت جهان دانسته و به آینده آن بسیار امیدوار است. جالب اینكه نگاه پسران بیش از وقایع و مسائل بین المللی به مدل مدیریت داخلی اقتصاد ایران دوخته شده. او معتقد می باشد با استفاده از سرمایه اجتماعی و ظرفیت های موجود در اقتصاد ایران، حتی با وجود تحریم های آمریكا، می توان به نقطه مطلوبی در آینده رسید.

این گفت وگو با محمدهاشم پسران، ابتدا چند روز پیش از خروج ترامپ از برجام انجام شد و طی آن این استاد سابق دانشگاه هاروارد به درستی خروج آمریكا از برجام را پیش بینی نمود. بعد از این رویداد، گفت وگو به روز شده و دوباره درباره سناریوهای پیش روی اقتصاد ایران هم صحبت شد تا بدین سان بتوانیم با نظرات بین المللی ترین اقتصاددان ایرانی درباره شرایط حساس فعلی اقتصاد ایران بیشتر آشنا شویم.

پسران چندان نگران خروج آمریكا از برجام نیست. او معتقد می باشد هم اكنون باید بیشتر توجه به مدیریت و اقتصاد در داخل كشور معطوف شود تا خارج. وی در نهایت با پیشنهادهایی كه عرضه می دهد امیدوار است بتوانیم از این بحران به سلامت عبور نماییم.

با توجه به رشد اقتصادی مثبتی كه در چند سال قبل شاهدش بودیم، از نظر شما الزامات پایداری رشد اقتصادی در سال های پیش رو در ایران چه می تواند باشد؟

عوامل مؤثر در رشد اقتصاد ایران پیش از هر چیز به درآمد نفت وابسته است. پس از آن شدت و حدت تحریم های اقتصادی، مالی و تجاری، مسائل مربوط به مدیریت نظام اقتصادی و بانكداری، نقش بخش خصوصی و بهره وری كار، ارتباطات اقتصادی ایران با كشورهای همجوار و یكسری معاهده های تجاری كه ایران می تواند با سایر كشورها داشته باشد. همه اینها دست به دست هم داده و در نهایت تعیین كننده كیفیت رشد اقتصادی ایران خواهد بود. ایران، به صورت بالقوه، از شرایط اقتصادی خوبی برخوردار است، زیرا اقتصاد به نسبت جوانی دارد، سن تعداد بیشتر افراد اجتماع ایران زیر ۳۰سال است و مثل ژاپن و ایتالیا نیست كه جمعیت فرسوده و سن بالایی دارند. در نتیجه كشور در این زمینه می تواند از نیروی جوان ماهر، به خصوص خانم هایی كه دانشگاه دیده و تحصیلكرده اند استفاده بكند. البته همه اینها به این بستگی دارد كه مدیریت و شرایط اقتصادی به گونه ای باشد كه بتوان از نیروهای انسانی و طبیعی كشور، به خصوص نیروی انسانی با مهارت و مسلط بر ابزارهای نوین، به خوبی بهره برد و اجازه داده شود كه نیروهای جوان بهتر بتوانند با جهان ارتباط داشته باشند و بیشتر آموزش ببینند. من مطمئن هستم كه اقتصاد ایران می تواند حتی رشد ۷درصدی را هم تجربه كند، ولی هم اكنون به واسطه تحریم های اقتصادی و مالی، مسائل ارزی و بانكی، مشكل كمبود آب و مسائل محیط زیستی، دسترسی به این رشد بالا عملی به نظر نمی رسد. البته توسعه اقتصادی به رشد اقتصادی محدود نیست و باید به مسائل اجتماعی، فقر و محیط زیست هم توجه خاص شود.

شما بعنوان یك اقتصاد دان، با دغدغه های محیط زیستی جدی، فكر می كنید چقدر رویكرد محیط زیستی در كشور اصلاح شده و شرایط چگونه است؟

من می بینم كه در زمینه محیط زیست آگاهی بوجود آمده كه این خود بسیار مهم است. البته مسائلی چون كمبود آب، شرایط نامساعد محیط زیست و تغییرات آب و هوا همیشه مورد توجه بوده است و كسانی كه در شهرهای بزرگ زندگی می كنند با این مشكلات دست به گریبان بوده اند ولی سیاست های دولتمردان تابحال در این زمینه آنطور كه لازم بوده قابلیت نداشته است. امیدوارم با آگاهی بیشتر به محیط زیست و به خصوص وضعیت كم آبی توجه قابل ملاحظه ای بشود. بعضی از این مشكلات ریشه های اقتصادی دارند؛ مثلا وقتی یارانه عمده به انرژی و به قیمت برق تعلق می گیرد سبب می گردد كه بیش از اندازه معقول از آب های زیرزمینی استفاده گردد و در چنین شرایطی اگر خشكسالی هم پیش بیاید كه اغلب احتمالش زیاد است این بحران كمبود آب را تشدید می كند؛ ازاین رو باید نرخ یارانه برق در حد معقولی بسته شود و اجرای مقررات استفاده از آب های زیرزمینی در سطح بهتری به مورد اجرا گذاشته شود؛ فقط آگاهی كافی نیست.

با توجه به میزان جذب سرمایه خارجی پس از برجام و همینطور با درنظر گرفتن سیاست های دولت ترامپ برای تحریم بیشتر ایران فكر می كنید شرایط به چه سمتی پیش خواهد رفت و چگونه باید از برجام استفاده بهتری كرد؟

من فكر می كنم برجام برای ایران خیلی مهم بود. البته برخی ها از آن انتظار های زیادی داشتند كه چندان معقول نبود. مهم ترین تأثیر برجام این بود كه تولید نفت را به سطح پیش از تحریم ها بازگرداند و در نتیجه رشد اقتصادی منفی ایران به سرعت مثبت شد. البته برجام به تنهایی نمی تواند مشكلات داخل كشور را حل كند و چنین انتظاری را هم نباید می داشتیم. ما باید به داخل بیشتر نگاه بكنیم تا به خارج.

منظورتان شرایطی است مثل قطعنامه ۵۹۸كه پس از پذیرش آن بسیاری فكر می كردند كه بازگشایی روابط تجاری سبب شكوفایی گسترده ای شده و انتظار غیرواقعی زیادی داشتند؟

كاملا درست است. من قبلا هم این را گفته بودم. حتی پیش از برجام گفته بودم كه نباید انتظارات نابجا از برجام داشت. یادمان باشد كه دولت آمریكا با ایران بعد از انقلاب همیشه در مخاصمه بوده و مسئله داشته است. برجام نمی توانست و انتظار هم نبود كه بتواند اختلافات بین ایران و آمریكا را حل كند. باید هر طور شده برجام را نگه داریم البته خروج آمریكا از برجام حتی ممكن است درنهایت به نفع ایران تمام شود و انسجام بیشتری بین ایران و مجامع بین المللی تولید كند، ازاین رو ایران باید برجام را ادامه بدهد و با كشورهایی كه در حوزه آمریكا نیستند ارتباط تجاری برقرار كند. بدین سان می توان آینده روشنی را برای اقتصاد ایران متصور شد.

به نظر شما حال با خروج یكجانبه آمریكا از برجام و رفتار ترامپ و عزم دولت وی در تشدید تحریم ها و فشار اقتصادی بر ایران چه سناریوهایی پیش روی متولیان اقتصاد ایران قرار دارد؟

به نظر من قطعی شدن خروج آمریكا از برجام به مراتب بهتر از شرایط یك سال ونیم گذشته است كه هر ۳ماه یك بار دولت آمریكا موجودیت برجام را زیر سؤال می برد و به نوسان ارزی و اقتصادی در ایران دامن می زد. نبود اطمینان از شرایط اقتصادی و نامعلوم بودن مقررات حاكم بر تجارت خارجی و نقل و انتقال منابع ارزی، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده و اثرات منفی مهمی روی رشد و اشتغال داشته است. با احتمال زیاد این وضع نامطلوب لااقل برای ۳ماه دیگر هم ادامه خواهد داشت، تا مشخص شود آیا ۵كشور خارجی باقی مانده در برجام (انگلستان، فرانسه، آلمان، روسیه و چین) می توانند یك نظام ارزی و معاملاتی جدید را طرح ریزی كنند كه در قالب آن ایران بتواند به صورت مؤثر از ارتباط تجاری و مالی با كشورهای دیگر جهان بهره مند شود؟

البته باتوجه به نقش تعیین كننده آمریكا در نظام تجاری و ارزی جهان و استفاده از دلار آمریكا بعنوان ارز مرجع، تولید یك حوزه اقتصادی جدید كه تابع تحریم های ثانوی آمریكا نباشد، بسیار مشكل خواهد بود ولی من فكر می كنم با خروج آمریكا از برجام، شرایط برای تولید یك حوزه اقتصادی هم مستقل از آمریكا بسیار مساعد بوده و كوشش عمده از سوی ایران با همكاری كشورهای اروپایی، روسیه، چین و دیگر كشورهای منطقه و آسیای میانه می تواند احتمال موفقیت را در این زمینه افزایش دهد.

رفتار یكجانبه دولت ترامپ در زمینه های اقلیمی و محیط زیستی و توافق های تجارت بین الملل از قبیل NAFTA یا TPP به احتمال زیاد به تسلط (hegemony) اقتصادی آمریكا در جهان لطمه وارد خواهد نمود و در نتیجه شرایط مناسبی برای ایران بوجود آورده است كه بتواند در این جهت از كمك كشورهای دیگر عمده اقتصادی جهان بهره مند شود.

به بیان دیگر، رفتار اخیر دولت ترامپ شاید در تولید حوزه های اقتصادی و ارزی مستقل از آمریكا نقطه عطف باشد و ایران می تواند نقش عمده ای در این زمینه بازی كند.

البته نباید سیاست های اقتصادی و ارزی كشور را فقط منوط به یك برجام جدید فاقد آمریكا طرح ریزی كرد، بلكه در عین حال باید برای اجرای سیاست هایی قدم برداریم كه بتواند مصونیت اقتصاد ایران را به شوك های خارجی تا حدی كم كند. در این ارتباط اصلاح و سالم سازی نظام بانكی و ارزی كشور در اولویت خاص قرار دارد و همانطور كه بیان شد سیاست های ارزی اخیر بانك مركزی قدم مثبتی در این جهت است ولی سیاست های ارزی باید انعطاف پذیری بیشتری داشته باشد.

برای مثال یك میزان از ارزهای صادراتی را باید در جهت معاملات روزانه ارزی افراد اختصاص داد تا بازار ارز آزاد بتواند به صورت قانونی و معمول فعالیت داشته باشد.

علاوه بر اجرای اصلاحات اساسی در نظام بانكی، نباید اجازه داد سیستم بانكی به یك عامل سفته بازی تبدیل گردد و با دادن بهره هایی به مراتب بیشتر از نرخ تورم موجبات ركود سرمایه گذاری بخش خصوصی، تولید و اشتغال را فراهم آورد. مضافا، باتوجه به این نكته كه تحریم های ثانوی آمریكا ضد ایران بیشترین آثار خویش را بر بانك ها و شركت های بزرگ بین المللی خواهد گذاشت، باید در تولید شرایط مساعد برای فعالیت های اقتصادی بخش خصوصی (نه نیمه دولتی) بخصوص در زمینه صنایع سبك، خدمات و جهانگردی، اهتمام و همت بیشتری به عمل آید. در این ارتباط، تولید شرایط رقابتی یكسان بین بخش خصوصی و نیمه دولتی از اهمیت مهمی برخوردار می باشد.

در ۲ سال قبل به مرور از رشد منفی به رشد اقتصادی مثبت رسیده ایم و به نظر می رسد كه وضعیت اقتصاد ایران بهتر شده است اما چرا اثرات این رشد مثبت هنوز در زندگی روزانه مردم و جامعه ملموس نیست؟

درست است كه در ۲ سال قبل رشد اقتصادی مثبت بوده ولی این رشد مثبت به دنبال یك رشد منفی ۶تا ۸درصدی اتفاق افتاده است. همانطور كه اطلاع دارید، به خاطر كاهش عمده تولید نفت از ۴میلیون به ۲میلیون بشكه و كاهش صادرات به یك میلیون بشكه و اثرات مالی ناشی از كاهش صادرات نفت، اقتصاد ایران با مشكلات عمده ای روبه رو بوده و در نتیجه نمی توان گفت رشد اقتصادی مثبتی كه تجربه كرده ایم طولانی مدت بوده است. اگر ۵سال پیاپی را درنظر بگیرید روند اینگونه است: ۲سال منفی و ۲سال دوم مثبت، در واقع در دوران ۴یا ۵سال گذشته مجموع كل رشد اقتصادی صفر بوده و در نتیجه نمی توان انتظار داشت كه رشد مثبت ۲سال گذشته بتواند اثر عمده ای در زندگی مردم و اشتغال داشته باشد. من فكر می كنم ۵سال مدت زمان بهتری برای ارزیابی اثرات رشد اقتصادی بر رفاه و اشتغال است و با عنایت به اینكه در ۵سال گذشته مجموع رشد اقتصادی ما صفر یا اندك بوده است نباید انتظار داشت كه تأثیر مثبت عمده ای را روی اشتغال و معیشت خانواده ها شاهد باشیم. از سوی دیگر هم یادتان باشد كه جمعیت ایران هم در حال افزایش می باشد و ازاین رو رشد اقتصادی نه تنها باید مثبت باشد بلكه باید بالاتر از رشد جمعیت هم باشد تا بتواند اثر قابل لمسی بر زندگی مردم و اشتغال كشور و نیروهای تولید كننده، مثل خانواده ها و بخش های اقتصادی بگذارد. ولی چنانچه این رشد ۴درصدی كنونی برای چند سال دیگر ادامه پیدا كند، من فكر می كنم آن وقت اثرات مثبت آن را می توان در زندگی خانواده ها و مردم دید.

پس فكر می كنید كه بخشی از این رشد اقتصادی مثبت باید صرف جبران آن رشد اقتصادی منفی سال های پیش از خود شود؟

دقیقا. همینطور است.

آقای دكتر آیا اقتصاد ایران در شرایطی است كه بتوانیم بگوییم در آینده نزدیك دوران رونق اقتصادی را تجربه می كنیم؟ اگر نه، دقیقا چه تعریفی را برای رونق اقتصاد ایران عرضه می كنید؟

در ادامه بحث مان و در پاسخ به این سؤال شما باید بگویم كه اقتصاد ایران در شروع یك دوره رونق اقتصادی می باشد. در واقع ما شاهد یك تغییرجهت در جریان های اقتصادی كشور هستیم؛ ولیكن برای رونق اقتصادی، تداوم رشد و تثبیت نوسانات اقتصادی لازم است. رونق اقتصادی را فقط اینطور درنظر نمی گیریم كه یك سال اقتصاد رشد داشته باشد بلكه باید برای سال های متمادی از یك تناسب با رشد جمعیت بهره مند باشد. حال ممكن است این رشد اقتصادی در سال های مختلف، بالا و پایین داشته باشد؛ یك سال این رشد كمتر باشد و یك سال بیشتر، یعنی نوسان رشد قابل قبول و قابل انتظار است ولی باید این رشد تداوم داشته باشد به صورتی كه برای یك دوران ۵ساله رشد اقتصادی ۲تا ۳درصد بیشتر از رشد جمعیت باشد. اگر رشد جمعیت ایران به فرض ۲درصد است باید ۴یا ۵درصد به صورت متوسط رشد اقتصادی داشته باشیم تا بتوانیم بگوییم كه ایران در جهتی حركت می كند كه بتواند به اشتغال برسد و بیكاری كاهش پیدا كند و تورم تحت كنترل قرار بگیرد. پس رشد اقتصادی بسیار مهم است اما همانطور كه عرض كردم باید این رشد اقتصادی در ایران توأم با بهبود مسائل محیط زیستی باشد والا مسائل اجتماعی و بهداشتی و ناراحتی های روانی و جسمی، اقتصاد كشور را در بر می گیرد و اثرات منفی خواهد داشت.

شما به بحث بیكاری اشاره كردید. در اقتصاد ایران طی سال های اخیر مبحث رشد اقتصادی و تورم نسبتا به صورت مناسبی كنترل شده و در قیاس با چند سال قبل درعدد مناسبی ایستاده است، اما در حوزه اشتغال این رشد را شاهد نیستیم.

بخشی از مسئله به این خاطر است كه رشد اقتصاد ایران تاكنون آنقدر بالا نبوده كه عقب ماندگی های قبلی را جبران بكند و از سوی دیگر همیشه رشد اشتغال نوعی عقب ماندگی نسبت به رشد تولید داشته است. به این مفهوم كه باید رشد تولید برای چند سالی در سطح بالا و مداوم قرار بگیرد تا اشتغال افزایش یافته و بیكاری به صورت قابل لمسی كاهش یابد. همانطور كه عرض كردم در ۵سال گذشته رشد اقتصادی چندان مثبتی نداشتیم. نكته دیگر اینكه سطح اشتغال متاثر از افزایش باروری كار هم هست؛ یعنی نوع تكنولوژی كه در برخی از بخش های اقتصادی به كار گرفته می گردد الزاما اشتغال زا نیست. یعنی ممكن است كه ایران از نظر تكنولوژی گسترش پیدا بكند و از نرم افزار های جدید استفاده بشود كه منافعی هم برای صاحبان صنایع در بر داشته باشد و به تولید كمك بسیاری هم بكند اما خودبه خود بر رشد اشتغال تأثیر چندانی نداشته باشد. نتیجه اینكه رشد باید فراگیر باشد نه فقط در بخش های خاصی از اقتصاد رشد را شاهد باشیم و در بخش های دیگر ركود باشد. باید این رشد را در بخش های دیگری چون كشاورزی و ساختمان و صنایع و به خصوص خدمات شاهد باشیم و تحقق این رخداد طول می كشد. پس من فكر می كنم نباید چندان ناامید باشیم كه چرا نرخ بیكاری پایین نیامده است. ولی باید اقتصاد را طوری تنظیم نماییم كه با تحریم های خارجی بتوانیم مقابله نماییم، اتحادیه های تجاری داشته باشیم كه به ما كمك كنند كه تولیدات كشور را به خصوص در سطح منطقه ای صادر نماییم. باید صادرات عمده غیرنفتی داشته باشیم. مسئله دوم تورم است. درست است كه ما در مهار تورم تا حدی موفق بوده ایم و از تورم ۳۰درصدی به زیر ۱۰درصد رسیده ایم اما این را درنظر بگیرید كه كشورهایی كه ما با آنها معامله می نماییم، نرخ تورمشان ۲تا ۳درصد است. پس ما با یك تورم ۸درصدی مازاد با كشورهای مقابل تجارتمان روبه رو هستیم و این در كوتاه مدت ممكن است اثرات منفی عمده ای نداشته باشد اما من همیشه عرض كرده ام كه در بین مدت این اختلاف نرخ تورم انباشته خواهد شد، روی نرخ ارز تولید فشار خواهد نمود و بحران های ارزی تولید خواهد شد. پس همانطور كه بارها گوشزد كرده ام باید نرخ تورم را به زیر ۵-۳درصد بیاوریم و كنترل نماییم. برای رسیدن به این هدف باید تصمیمات مهمی در زمینه اصلاحات نظام بانكی و اقتصادی اتخاذ بشود.

جدا از این مسائل عمده، شما سیاست های اقتصادی اعمال شده توسط دولت را در زمینه بیكاری چطور ارزیابی می كنید؟ بعضی از كارشناسان این ایراد را به دولت وارد می كنند كه برای رفع بیكاری به سمت مسكن و ساختمان روی آورده است. نظر شما در این باره چیست؟

مهم ترین سیاست اشتغال زا در ایران مربوط به صنایع سبك می گردد و تا حدی هم خدمات و در مرحله سوم ساختمان. ولی من فكر می كنم باید بیشتر در جهت افزایش صادرات غیرنفتی پیش برویم. اگر ما بر بخش ساختمان و مسكن تمركز نماییم این روش، صادرات زا نیست و در نهایت در بلندمدت فشارهای ارزی را بالا می برد زیرا مصرف را به طرف تولیداتی پیش می بریم كه بیشتر مصرف داخلی دارند. ساختمان جزئی از نظام اقتصاد كشور است. شما اگر فرض بفرمایید كه صنایع بخش سبك را دارید افزایش می دهید این خودش جنبه ساختمانی هم دارد پس در نتیجه باید به صنایعی توجه نماییم كه از نظر فناوری جدید و از نوآفرینی در سطح كشور از آن بهره مند بشویم. تا بدین طریق بتوانیم تولیداتی داشته باشیم كه هم در سطح كشور مرغوب باشد و مردم در داخل كشور به جای كالای وارداتی از آن استفاده كنند و هم كیفیت خوبی داشته باشد كه بتوان با كشورهای دیگر برای صادرات غیرنفتی رقابت كرد. به نظر من راه دیگری پیش پای اقتصاد ایران در این زمینه دیده نمی گردد مگر اینكه اقتصاد را به شكلی احیا بكنیم كه هم در زمینه قیمت و هم كیفیت رقابت داشته باشد. اما ما هم اكنون از آن نقطه خیلی دور هستیم. من فكر می كنم باید كارهای بنیادی صورت بگیرد تا بخش خصوصی ترغیب بشود كه در این جهت گام های مؤثری بردارد چون كه بخش دولتی معمولا آن انعطاف را ندارد كه بتواند از فناوری جدید استفاده خوبی بكند و به واسطه مسائل مدیریت و فساد و... كشش آن را هم نخواهد داشت. پس بیشتر باید به بخش خصوصی توجه نماییم نه اینكه رفتارمان انحصاری باشد اما در همه سطوح و رشته ها باید بخش خصوصی بخصوص جوانان بتوانند شركت داشته باشند تا هم كالاهایی تولید بكنند كه مورد پسند مردم بوده و با كیفیت بالا در داخل موفق باشد و هم بتواند در سطح بین المللی با عرضه كالای مرغوب و رقابتی با كشورهای دیگر به خصوص در سطح كشورهای همجوار رقابت داشته باشد.

آقای دكتر از نظر شما برای پشتیبانی از كالاهای تولید داخل و ایرانی باید از بخش عرضه حمایت بكنیم یا از بخش تقاضا؟

مهم ترین مبحث در این زمینه كیفیت كالا و خدماتی است كه بعد از فروش به خریدار عرضه می گردد. باید سیاست هایی به مورد اجرا گذاشته شود كه تولیدكنندگان داخلی تشویق به عرضه كالا و خدمات با كیفیت بالا شوند و این تنها با تولید رقابت سازنده بین تولیدكنندگان امكان پذیر نخواهد بود. نه اینكه طوری حمایت نماییم كه كالاهایی با كیفیت پایین تولید بكنند ولی رقابت را باید افزایش بدهیم و شرایطی را تولید بكنیم كه سرمایه گذاری در این زمینه ها تقویت بشود و بعد خودبه خود تقاضای داخلی به سمت این كالاهای داخلی خواهد رفت.

آقای دكتر! شما از ضرورت توقف پشتیبانی از تولیدكننده داخلی می گویید. این درست است اما بنابر الگوی توسعه كشورهایی چون كره جنوبی می بینیم كه سال ها از سامسونگ یا كیا و هیوندا از سوی دولت این كشور حمایت شده است تا امروز در سطح جهانی رقابت می كنند. نظرتان در این باره چیست؟

البته این سیاست ها در كوتاه مدت مفید هم هست. چنین سیاست های حمایتی در ایران هم به مورد اجرا گذاشته شده اند. این سیاست ها در نهایت می توانند در كوتاه مدت كمك بكنند اما درصورت تداوم سیاست های حمایتی اثرات آنها منفی خواهد بود. حرف شما درست است، این سیاست هایی است كه گویی یك كودك را باید حمایت كرد كه روی پای خود بایستد تا تحصیل بكند و كار یاد بگیرد و بعد موفق بشود. همه این را می دانیم اما شما نباید شرایطی را تولید بكنید كه دائما از كالای داخلی حمایت بكنید. متأسفانه موقعی كه یك سیاست حمایتی را وارد بازار می كنید خیلی مشكل خواهد بود كه بعدها آن سیاست را بردارید چون نیروی سیاسی ای همراه با آن تولید می گردد كه نمی گذارد این سیاست حمایتی به راحتی برداشته شود و این سیاست موقت بدین سان به یك سیاست دائمی تبدیل می گردد. اگر سیاست حمایتی دائمی بشود درنهایت موفق نخواهد بود. حالا باید پرسید كه كدام راه بهتر است؟ شرایط تولید را تشویق بكنیم و سیاست ترغیبی بگذاریم؟ دولت می تواند با استفاده از تولید زیرساخت های بهتر خدمت بكند و نظام مدیریت را ساده بكند تا تولید كننده برای اجازه گرفتن در كارهای مختلف دردسر نداشته باشد، تسهیلات تولید بكند و نظام بانكی را اصلاح بكند كه بیشتر وام ها به سمت تولید كننده ها برود تا به سمت سفته بازی و واسطه گری. نقش دولت بیشتر می تواند فراهم كردن شرایط شكوفایی بخش خصوصی باشد. البته سیاست های حمایتی در كوتاه مدت نقش مؤثری دارند و ایران هم هم اكنون از این نوع سیاست ها پیروی می كند. همانطور كه می دانید واردات بیشتر كالاها با گمركی عمده همراه است كه این درواقع برای پشتیبانی از كالای داخلی است. حالا آیا باز می خواهیم این حمایت را بیشتر بكنیم؟ به نظر من باید به سمتی پیش برویم كه دولت به تولید كنندگان كمك های غیرحمایتی وارداتی بكند تا روی پای خود بایستند و بعد حمایت را حتی از نظر گمركی هم كم بكند. اگر ایران بتواند به سازمان تجارت جهانی بپیوندد شرایط تغییر می كند البته می دانیم كه آمریكا پیوستن ایران را به سازمان تجارت جهانی وتو كرده است. اگر ایران بخواهد در آن جهت حركت بكند حتما باید حمایت گمركی را كه روی كالای خارجی می گذارد كاهش بدهد. پشتیبانی از كالاهای تولید داخل باید در جهت افزایش صادرات غیرنفتی باشد و این الزاما احتیاج به تولید كالاهای مرغوب با قیمت مناسب دارد اما هم اكنون در جهت عكس داریم حركت می نماییم.

اوایل سال جاری شاهد نوسان شدید قیمت ارز بودیم تا اینكه دولت و بانك مركزی سیاست هایی را اتخاذ نموده و ارز را تك نرخی كردند و برخی هم دستگیر شدند. شما سیاست های ارزی دولت و بانك مركزی را چطور می بینید؟

چون ایران تابع تحریم های مالی و تجاری به خصوص تحریم های آمریكا در مسائل مالی است مشكل است كه بتواند یك نظام ارزی آزاد را اداره كند. به نظر من شرایط كنونی اقتصاد به خصوص در زمینه ارزی اضطراری است. من بعنوان اقتصاددان فكر می كنم آزادی در معاملات خیلی مهم است اما فعلا در این شرایط اضطراری اقدامات موقت بانك مركزی درست است، ولی این سیاست اگر درست اجرا نشود مسائل عمده ای را در برخواهد داشت. یا اگر این سیاست بخواهد در بلندمدت ادامه پیدا كند هم مشكل آفرین خواهد شد. نرخ ارز را نمی گردد تثبیت كرد. اگر تورم ایران از تورم اروپا و آمریكا ۸ درصد بالاتر است، ریال ایران نسبت به یورو و دلار كاهش پیدا خواهد نمود. اگر این نرخ به اجبار در سطح ۴۲۰۰تومان تثبیت شود هرچه زمان بگذرد فشار بیشتر خواهد شد تا این سد شكسته بشود. ممكن است در یك سال اتفاق محسوسی رخ ندهد اما به احتمال زیاد بالاخره این بحران رخ خواهد داد. از سوی دیگر باید دید كه آیا می خواهیم همزمان تورم را هم زیر ۵درصد بیاوریم؟ بدون كنترل تورم به زیر ۵درصد و حتی كمتر، این سیاست فعلی ارزی بانك مركزی مشكل گشا نخواهد بود. اما خب فكر می كنم در شرایط كنونی شاید چاره ای نبوده است كه فعلا یك مقررات ارزی گذاشته بشود تا تلاطم های ارزی را كاهش بدهد. اما این برای كوتاه مدت و موقت است و باید سیاست های بلندمدتی را اتخاذ كنند كه به تدریج به طرف یكسان سازی ارز به صورت آزاد ولی مدیریت شده برود.

حال اگر بخواهیم در زمینه ارزی به تجربه كشورهای دیگر جهان توجه نماییم و از آنها سود بجوییم چه نكاتی وجود دارد كه می تواند برای حفظ ارزش پول ملی به كمك ما بیاید؟

تجربه نشان داده است كه مهم ترین عامل تثبیت نرخ ارز كنترل تورم است به صورتی كه نرخ تورم در داخل كشور نسبت به كشورهای مورد تجارت ما تعادل داشته باشد. اگر تعادل نداشته باشد و تورم در داخل به مراتب بیشتر از تورم در خارج باشد نرخ ارز تزلزل پیدا می كند. حتی اگر نرخ ارز در كوتاه مدت تزلزل نداشته باشد در بلندمدت تزلزل خواهد داشت و این شرایط دوام نخواهد یافت. نگاه كنید به ونزوئلا كه تورم های عمده داشت، ببینید نرخ ارز این كشور الان چه وضعیتی دارد. كشورهای دیگر آمریكای لاتین كه در دهه های ۷۰و ۸۰میلادی تورم های نجومی داشتند، شاهد كاهش قابل ملاحظه نرخ ارزشان بوده ایم. ازاین رو مسئله ارز و ارزش پول یك كشور ارتباط مستقیمی با اختلاف تورم در كشور و سایر كشورها دارد. البته شاید در طول یك سال این خویش را زیاد نشان ندهد اما در بلندمدت این انباشتگی تورم نیرویی را از نظر اقتصادی بوجود می آورد كه نرخ ارز را تقلیل می دهد.

حتی امروز هم در ایران بعضی از اقتصاددان ها معتقدند شاید افزایش نرخ ارز بتواند به اقتصاد ایران كمك بكند. آیا وضعیت اقتصاد ایران و واردات آن به حدی رسیده است كه بتوان چنین نظریه ای را پذیرفت؟

یادمان باشد نرخ ارز مثلا در ۴۲۰۰ تومان تثبیت شده است حالا به واسطه تورم داخلی حقوق كارگرها افزایش داده می گردد و به دنبال آن تولید كننده داخلی هزینه كارش بدین سان بالا می رود و هر چه هزینه كارش بالا برود درصد سودش كاسته می شود و به ناچار باید قیمت را بالا ببرد. اگر قیمت را بالا ببرد نمی تواند با كالاهای خارجی رقابت بكند برای آنكه آن كالای وارداتی با نرخ ارز ثابت تغییر نكرده است. حالا قیمت تولید خارجی اگر افزایش نداشته باشد چون نرخ دستمزد و تورم آن كشور ثابت بوده است و قیمت تولید كننده ایرانی بالا برود به تدریج پس از چند سال تولیدات داخلی قیمت شان نسبت به تولیدات خارجی بالا می رود. اگر ایران بتواند تورم را كاهش بدهد این حرف اقتصاد دان ها درست است اما اگر همین وضع ادامه بیابد و تورم ایران در سطحی به مراتب بیشتر از تورم خارجی باشد پس از مدتی دیگر امكان رقابت نخواهد بود.

این چرخه كه توضیح دادید اینگونه است كه دولت با عنایت به تورم، هر سال افزایش دستمزد می دهد، این هم سبب افزایش قیمت كار برای كارفرما شده و باز كارفرما به ناچار قیمت كالا را بالا می برد و دوباره این كالای گران شده منجر به افزایش تورم می شود! این یك سیكل معیوب نیست؟

دقیقا همینطور است. این یك سیكل درون زاست كه مدام تكرار می گردد. برای اجرای یك سیاست ارزی موفق این سیكل را باید شكست. البته فقط قسمتی از تولید داخلی كه وابسته به واردات مواداولیه است ممكن است از این وضعیت بهره ببرد چون مواد وارداتی قیمتش بالا نمی رود، اما اگر دستمزد كارگر بالا برود این مشكل همیشه خواهد بود.

به نظر شما با عنایت به شرایط نامطلوب ارزی در كشور چطور می توانیم عادت های غلط مردم را تغییر بدهیم؟ عجیب است كه مردم یك كشور ارز یك كشور دیگر را خرید و فروش می كنند یا خیلی از رفتارهای واسطه ای دیگر كه نیازمند تغییر باور و فرهنگ عمومی است. فكر می كنید می گردد این تفكر و رفتار را تغییر داد؟

از نظر اقتصادی مردم همیشه به مشوق هایی كه در جامعه است عكس العمل نشان می دهند و این معقول است. مثلا اگر ببینند بهره ای از بانك می گیرند كه ۳۰درصد است و این بهره را در تولید كسب نخواهند كرد طبیعتا می روند سراغ سود بانكی نه تولید؛ حتی اگر این سپرده ها ریسك هم داشته باشند. معاملات طلا، ارز و ساختمان و زمین هم تابع همین مسئله هستند. باید به جای انتقاد از جامعه این نیروهای مشوق سفته بازی را از بین ببریم. اگر نیروهای مشوق دلالی را كاهش دهیم دیگر مشوقی نخواهد بود برای مردم كه این رفتارهای مخرب تولید را دنبال كنند. اگر تورم را پایین می آورید نباید بانك ها بهره های بالا بدهند. ما به این می گوییم «پانزی گیم». آقایی به نام «پانزی» این روش را در آمریكا تولید كرد و غالبا خیلی ها از آن استفاده می نمایند تا در كوتاه مدت سود ببرند. اگر شما این سیاست را تشویق بكنید و بانك ها بهره های بالا داشته باشند یا شرایطی تولید شود كه ارز تلاطم های عمده داشته باشد بالطبع جامعه از آن استفاده می نماید. بنابراین نمی گردد به مردم خرده گرفت. البته این رفتارها كار درستی نیست و به اقتصاد ضربه می زند اما باید توجه كرد كه با حرف نمی گردد اقتصاد را چرخاند!

سؤالی را كه حالا می خواهم بپرسم البته در طول صحبت هایمان تاحدی جواب داده اید اما می خواهم كمی منسجم تر اینجا جواب بدهید. از نظر شما راه های بهبود كسب و كار هم برای داخلی ها و هم خارجی ها و تشویق آنها برای فعالیت مولد و سرمایه گذاری در ایران چیست؟

باید دولت نظام مدیریت را در جهتی تغییر بدهد كه وضعیت برای تولید تولید كالاهای جدید آسان بشود یا شرایطی فراهم نمود كه تكنولوژی هایی مورد استفاده قرار گیرند. اكنون ایران در تحریم قرار دارد. باید به سمت معاهدات تجاری با كشورهایی رفت كه در حوزه آمریكا نیستند. درست است كه در دوران تحریم خیلی مشكل است كه ما مهم ترین تكنولوژی ها را وارد بكنیم اما باز راه هایی وجود دارند. ایران همین حالا هم توانسته یكسری تكنولوژی ها را وارد كند. فروشگاه های مجازی، تاكسی های اپلیكیشنی، پیك مجازی و... اینها خیلی اتفاقات خوبی است و می تواند به بخش های مسكن، درمان و خدمات هم راه پیدا بكند. باید بخش خصوصی را تشویق كرد تا به جای سفته بازی طرف تولید برود. بانك ها مسائل عمده ای دارند و حتما باید نظام بانكی ایران اصلاح بشود، چون بانك ها جزو مهم ترین عوامل سفته بازی در ایران هستند.




1397/02/23
14:59:57
5.0 / 5
120
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۶ بعلاوه ۲
ایزو وب
ISO Web